مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی

به زیر پای هجرانت لگد کوب ستم کردی

قلم بر بیدلان گفتی نخواهم راند و هم راندی

جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی

بدم گفتی و خرسندم عفا ک الله نکو گفتی

سگم خواندی خشنودم جزاک الله کرم کردی

عنایت با من اولی تر که تا دیدم جفا دیدم

گل افشان بر سر من که خارم در قدم کردی

غنیمت دان اگر روزی به شادی در رسی ای دل

پس از چندین تحملها که زیر بار غم کردی

شب غمهای سعدی را مگر هنگام روز آمد

که تاریک و ضعیفش چون چراغ صبحدم کردی

 

پ.ن.1

یکی از غزلیات زیبا و دلنشن سعدی که با کلمات ساده و عامه فهم و در عین حال دلنشین نشان از خاکساری و دوری از غرور در برابر معشوق را می رساند.شعر سعدی بر خلاف اشعار حافظ از پیچیدگیهای خاص معنایی و فلسفی بر خوردار نیست و به اعتقاد من روان بودن و سادگی غزلیاتش و در عین حال در اوج زیبایی کلامی از دیگران متمایز می باشد. بال مرغ احساس سعدی در شعر مرزهای عرفان،اخلاق،عشق زمینی و آسمانی،فلسفه ،کلام و علومی از این دست را در نوردیده است. و از او یک انسان کامل نمونه ایی از فرهنگ و اندیشه ایرانی ساخته است.

پ.ن2

این غزل به وسیله ی استاد شجریان در البوم آرام جان به آواز زیبایی خوانده شده و به آن جان دوباره بخشیده. این آواز در دستگاه افشار خوانده شده همان دستگاه معروف آواز"ربنا"که در ماه رمضان شنیده میشود و یا آواز چند خوردی چرب و شیرین از طعام...

پ.ن3

به عقیده ی نیچه شعر زاده ی موسیقیست و شعر از موسیقی به وجود می آید و موسیقی بر شعر برتری دارد ولی با اینحال هنوز هم معتقدم برترین هنرها هنر شعر می باشد.با این حال به عقیده من اگر به فرض محال پیامبری ظهور کند معجزه او موسیقی خواهد بود هرچند که موسیقی در ردیف معجزات ثبت شده است بوسیله حضرت داوود.

پ.ن.4

به نظر من اگر استاد شجریان وجود نداشت بایست موسیقی سنتی را در موزها جستجو کنیم.

پ.ن آخر

به عقیده من در موسیقی ستنی یا ایرانی اونچه پرداخته شده فقط گوشه ی ظرفیت بالقوه ی این موسیقی است. بر خلاف آقای خواجه امیری که گفته بود پرونده موسیقی سنتی بوسیله ی کسانی مثل استاد شجریان بسته شده.موسیقی سنتی دنیای ناشناخته و تو در توی بسیاری دارد فقط به بخشیش پرداخته شده.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت توسط مسیحا |